السيد الخميني (مترجم: اسلامى)
501
تحرير الوسيلة (فارسى)
دزدى ، قسم دروغ كتمان شهادت ، شهادت باطل ، شكستن عهد ، ناحقى در وصيّت ، شرب خمر ، خوردن ربا و مال باطل ، قماربازى ، خوردن ميته و خون و گوشت خوك و گوشت هر چه كه براى غير خدا كشته شده است بدون آن كه ضرورتى باشد ، كمفروشى ، تعرّب ( به جاهليت برگشتن ) بعد از هجرت ، كمك به ستمكاران و تكيه نمودن بر آنها ، حبس نمودن حقوق بدون عذر ، دروغ ، تكبّر ، اسراف ، تبذير ، خيانت ، غيبت ، سخنچينى ، مشغول شدن به هوسرانىها ، سبك شمردن حج ، ترك نماز ، جلوگيرى از زكات و اصرار بر انجام گناهان كوچك و اما براى خدا شريك قرار دادن و انكار نمودن آنچه كه خداوند نازل فرموده و محاربه و جنگ با اولياى خدا از اكبر كباير و از هر گناه كبيرهاى بزرگتر است . لكن شريك قرار دادن براى خدا و . . . را جزء كبايرى شمردن كه اجتناب از آنها در عدالت معتبر است ، مسامحه است . ( 1 ) مسألهء 1 - اصرار بر گناهان صغيره كه موجب كبيره شدن آن مىگردد ، عبارت است از ادامه و ملازمت بر معصيت بدون آن كه پشت سر آن گناه ، توبهاى بنمايد و بعيد نيست كه بعد از انجام گناه صغيره ، تصميم بر انجام مجدّد آن ، از قبيل اصرار بر صغيره باشد ، اگر چه آن را انجام ندهد خصوصا اگر تصميم او بر انجام آن ، در حال ارتكاب معصيت اوّل باشد ، البّته ظاهر اين است كه بعد از انجام گناه صغيره ، به مجرّد اين كه توبه ننمايد و تصميم بر انجام مجدّد آن هم نداشته باشد ، اصرار بر آن ، تحقّق پيدا نكند . ( 2 ) مسألهء 2 - بنابر اقوا ، كسى كه خودش را مىشناسد كه عدالت ندارد ، ولى مأمومين به عادل بودن او اعتقاد دارند ، جايز است كه ( براى آنها ) نماز جماعت بخواند ، اگر چه احتياط آن است كه نخواند و اين نماز جماعت صحيح است و احكام جماعت بر اين نماز مترتب مىشود . ( 3 ) مسألهء 3 - عدالت با بيّنه ( مثلا شهادت دو شاهد عادل ) و شيوعى كه موجب اطمينان باشد ، ثابت مىشود ، بلكه وثوق و اطمينان به عدالت از هر راهى كه پيدا شود - و لو از اين جهت كه مردم آگاه به مسائل و اهل صلاح به او اقتداء كرده باشند - كفايت مىكند ، كما اينكه حسن ظاهر كسى كه تا حدّ ظنّ و گمان كشف از عدالت او مىنمايد ، كافى است ، بلكه بنابر اقوا ، حسن ظاهر شخص - و لو اينكه موجب ظنّ بر عدالت او نشود - كفايت مىكند ، اگر چه احتياط آن است كه معتبر باشد . ( 4 ) مسألهء 4 - امامت كسى كه نشسته نماز مىخواند ، براى شخص ايستاده و كسى كه دراز كشيده ، براى شخص نشسته ، جايز نيست و امامت كسى كه نمىتواند قرائت را به خوبى ادا كند ؛ يعنى ، حروف را از مخرج آنها ادا نمىنمايد ، يا آن را تبديل به غير خودش مىكند ، حتى غلط اعرابى ( مثل زير و زبر ) اگر چه توانايى بر اينها را نداشته باشد ، براى كسى كه آن را به خوبى ادا مىكند جايز نيست . همچنين است امامت شخص لال براى گويا ( كسى كه زبانش سالم است ) ، اگر چه اين گويا ، قرائت را خوب ادا نمىكند و